این قوم از حیث نژادی شامل کدام قوم و قبیله‌هایی است؟

ساکنان این دره[سیمره] مادها هستند که پس از شکست از پارس‌ها به حاشیه رانده شده و  می‌توان به جرأت گفت از آن زمان تا کنون به عنوان قوم مغلوب در سکوت و انزوا و مورد غضب بوده‌اند.

قومی که در زمان شکوه و جلال خود با اقوام دیگری چون لولوبی‌ها و
کاسی‌ها زندگی مسالمت‌آمیزی داشتند اما بعد از شکست از پارس‌ها تنها شدند و چون با هیچ قوم و قبیله‌‌ی دیگری آمیخته نشدند به زندگی چوپانی و بیابان‌گردی و اما مستقل خود ادامه داده‌اند .

مثلاً ما به زبان لکی اگر دقت نماییم، ‌این زبان به کهن‌ترین زبان ایرانیان باستان و به زبان اوستا بسیار نزدیک‌تر است. زبان لکی با زبان اورامی
که مورخین و صاحب‌نظران آن را نخستین زبان ایران باستان به حساب می‌آورند،

تفاوت چندانی ندارد و اصلاً یک زبان است، فقط اورامی‌ها توانسته‌اند شکل و محتوای زبان‌شان را بهتر از لک‌ها حفظ کنند و لک‌ها تغییراتی جزیی در زبان‌شان به وجود  آمده‌است، با این حال بیش از ۴۰ درصد از واژه‌های زبان لکی همان زبان اوستایی است.

واژه‌های معمول و رایجی چون: کُر=پسر، دِت=دختر، پیا=مرد، ژن=زن، گپ=دیالوگ،و …
و
هم‌اکنون نیز واژه‌های بسیاری در زبان لکی وجود دارد که معادل فارسی ندارند. مثل:
ورَنسک=حالتی شبیه به سکسکه که در پایان گریه‌ی شدید و طولانی به کودکان دست  می‌دهد.

یا رامکه= تخم و یا چیزی شبیه به آن‌که در لانه‌ی مرغ قرار می‌دهند تا
پرنده بر اساس غریزه تخم خود را کنار آن بگذارد و ده‌ها و بلکه صدها واژه‌ی دیگر از این دست در این زبان وجود دارد. لکی زبانی است با قدمت طولانی و گستردگی فراوان که  به طور خودجوش واژه‌سازی می‌کند.

مثلاً در کوهدشت به پستانکی که برای فریب کودک از آن استفاده می‌شود(پتی‌مژ) می‌گویند. ببینید این واژه و صدها واژه‌ی دیگر مانند آن
را مثلاً فرهنگستان زبان نساخته است، این واژه‌ها با توجه به گستردگی و وضعیت هارمونی این زبان توسط مردم عادی به وجود آمده‌اند. -به جز این‌ها که برشمردید

و
البته گذرا بدان‌ها اشاره فرمودید، در خصوص افراد و شخصیت‌های بارز این منطقه به چه نتایجی دست پیدا کرده‌اید؟ من همیشه گفته‌ام تاریخ سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی این منطقه هرگز مورد کنکاش و تحقیق قرار نگرفته است. دره‌ی مهرگان قلعه‌ای تاریخی باستانی است که زیر خاک مدفون است و این خود خلأ بزرگی را در تاریخ ما به
وجود آورده‌است.

در خطه‌ی سیمره شخصیت‌های بزرگی حضور پیدا کرده‌اند که انگار دست عمدی وجود دارد که هنوز هم نمی‌خواهدکسی آن‌ها را بشناسد. همان‌گونه که آثار ادبی  فراوانی خصوصاً در زمینه‌ی شعر لکی که هرگز گردآوری نشده و بسیاری از آن‌ها از میان رفته‌اند.

ده‌ها و بلکه صدها شاهنامه، مثنوی، خمسه و… منظوم لکی و صدها و بلکه هزارها افسانه، تمثیل، ضرب‌المثل، پند پیشینیان و… که فقط و فقط خاص مردمان این منطقه بوده‌است، وجود داشته که متأسفانه بسیاری از آن‌ها از میان رفته‌است. شرایط تاریخ این نقطه از سرزمینمان به گونه‌ای است که با مرگ هر پیرمرد و پیرزنی از این قوم انبوهی از تاریخ سیاسی و فرهنگی منطقه با او دفن می‌شود.

مردم این خطه حتی نجوم‌شناسی خاص خود را دارند. یک نجوم‌شناس کاملاً علمی و ریشه‌دار راجع به فصول سال‌، ماه‌ها سیر تکوینی و تکاملی زمان‌ها و اتفاقات مهم کیهانی و بسیاری دیگر از علوم که افراد خاصی از مردمان این خطه در آن علوم تبحر داشته‌اند.
مثلاً (شاکه و
مه‌سور) که از نخبگان معاصر هم هستند این دو از شعرای بزرگ و توانا و از نجوم‌شناسان این خطه بوده‌اند. از آن همه اشعار پر مغز و نجوم‌شناسی‌های بکر و علمی آن‌ها چیز زیادی در دست نیست.

بگذریم، بعضی‌ها برای کسب نان و یا نام اشعاری را به این دو بزرگوار نسبت داده و به چاپ می‌رسانند که به نظر من خیانت به علم و دانایی
آن‌هاست. مردم این منطقه در علم پزشکی خاص خود نیز تجارب و تبحر فراوانی دارند.
بعضی‌ها به استادان شکست‌بست اشتهار داشته‌اند و بعضی زن‌ها به علم مامایی وارد بوده‌اند. شاهنامه‌خوان‌های سرشناس، شعرا، طنزپردازان و… بسیاری در بین این قوم بوده و هم‌اکنون نیز هستند که در هنر خود بی‌نظیر و بی‌رقیبند و یا شما حساب کنید

از حیث سیاسی در این منطقه ما چه کسانی را داشته‌ایم. شما بروید فقط مثلاً روی شخصیت و کارهای دکتر هوشنگ اعظمی مطالعه کنید به آسانی متوجه خواهید شد که واقعاً با یک فرد عادی روبه‌رو نیستید. با یک نخبه‌ی تمام عیار و شخصیت الگوپرداز و قهرمان ملی و افسانه‌ای مواجه‌اید که از حیث خردمندی، عدالت‌خواهی، مبارزه، جسارت و
مردمی‌بودن نظیرش را پیدا نخواهید کرد.

یا مبارزات سران ایلات و عشایر لرستان در نبرد با دیکتاتوری رضاشاهی و آن هم در اوج خفقان و شدت سرکوب نظام ایلی که در نهایت هم گروهی از آن‌ها در بروجرد به دارآویخته شدند و قبل از آن‌ها قلندران بزرگی چون باباطاهر و…. این خطه پر است از شخصیت‌های گران‌قدری که هریک در جایگاه خاص خود بدون اغراق حرف نخست را زده‌اند.

شیرزنانی مانند«قیم‌خیر» و… اما کِی و کجا کسی در
این خصوص جمله‌‌ای بر زبان رانده‌ و یا تحقیقی ارزشمند انجام داده‌است. ضروری است اشاره کنم اخیراً عده‌ای هم پیدا شده‌اند که در این میدان خالی بدون کمترین علم و تجربه‌ای اقدام به چاپ و نشر کتاب‌ها و یا مقالاتی در خصوص قوم لک می‌کنند که در برخی جاها شرم‌آور است و در عین حال به دلیل کم‌سوادی‌شان لطمات و صدمات سنگینی بر
فرهنگ این قوم وارد می‌آورند.

واژه‌های لکی را شما اگر جمع‌آوری کنید بی‌تردید به گنجینه‌ی عظیم و قابل قبولی دست خواهید یافت که در نوع خود بی‌نظیر خواهد بود. من
به‌سان غواصی هرگاه به دنبال مرواریدی از این همه مروارید‌ها در این اقیانوس  بی‌کران غوطه می‌زنم در آن عمق چنان غرق حیرت و محو تماشا می‌شوم که حقیقتاً سررشته‌ی کلام را از دست می‌دهم. این اقیانوس، بسیار گسترده، زیبا و مملو از زیبایی‌های بکر و بی‌نظیر است.

/ 1 نظر / 105 بازدید
رحیم شریفی

باسلام وتشکر ب خاطر اطلاعتتون،ایا برای زبان لکی لغت نامه ای هم گرداوری شده؟چطور میتونیم این لغت نامه رو بدست بیاریم؟